در پرورش تفکر نقاد و خلاق، پرورش توانایی "حل مسئله" امری پایه ای و اساسی محسوب می شود. "مسئله" سرچشمه جوشندگی شاخه های مختلف علوم و به ویژه ریاضیات است. ولی، حل کردن مسئله عمدتاً خلاقیت و شهودی را نیاز دارد که به کار هنرمندان اصیل شبیه است. از این رو، با این پرسش مواجه می شویم. آیا روش های حل مسئله قابل اکتساب و یادگیری است، یا صرفاً به استعداد و خلاقیت درونی بستگی دارد؟ در پاسخ به این پرسش، عموماً بر این باور هستند که آشنایی با تجربه های دیگران که در این راه توفیق داشته اند، بسیار راهگشا است. از این رو، برخی از ریاضیدانان با دیدگاهی جامع تجربه هایی را در این راه مدون کرده اند که توچه  به آن ها می تواند موجب جهش فکری در خلاقیت ریاضی شود. از مهم ترین پیشگامان این کار، جرج پولیا، ریاضیدان فقید مجاری الاصل است. پولیا چهار گام را برای حل مسئله توصیه می کند:

فهمیدن مسئله، طرح یک نقشه، اجرای نقشه و نگاه به عقب.

گام هایی که پولیا ذکر کرده، قطعاً در فعالیت برای حل مسئله راهگشاست. ولی حل یک مسئله ممکن است ساعت ها و روزها ذهن یک علاقمند به حل مسئله را مشغول کند و به این ترتیب، او را درگیر چالشی عمیق نماید. با این حال، رضایت خاطری که پس از توفیق در حل مسئله به آن می رسیم، شاید از هیچ راه دیگری نتوانیم به دست آوریم، رضایت خاطری که مهمترین انگیزه کوشندگان در حل مسئله است، رضایت خاطری که همچون احساسی می ماند که با تلاش زیاد به قله کوه رسیده ایم و طبیعت زیر پای ما است.

از اولین کتاب هایی که در زمینه روش های حل مسئله تالیف شد، کتاب "هنر حل مسئله" اثر جرج پولیا بود. پس از آن، کتاب های متعدد دیگری نیز در این زمینه منتشر شدند. کتاب استراتژی های حل مسئله تالیف آرتور انگل نیز کتابی در این زمینه است، ولی از نظرهای گوناگونی از ویژگی های مهمی برخوردار می باشد.

برگرفته از نوشته های دکتر یحیی تابش